صنایع خلاق و اقتصاد خلاق

اجرایی شدن «اقتصـاد مقـاومتـی» به دور از شعار و هیاهوهای سیاسی، به تمرکز و توجه جدی به توانمندی های داخلی و بومی، تقویت زیرساخت‌ها و مکانیزم های درست و متناسب توسعه اقتصادی کشور، همگرایی بخش­های مختلف حاکمیت و دولت و مردم برای دستیابی به اهداف توسعه­ای، باورمندی به توان و استعدادهای مردمی و مبارزه جدی با فساد و تبعیض و رانت نیاز دارد.

هنگامی که صحبت از اقتصاد مقاومتی می­شود، اندیشمندان و محققین برای این اقتصاد، خصوصیاتی را برمی­شمرند که مهم ترین آنها عبارت است از:

  • تاب­آور در مقابل عوامل بیرونی
  • مردم­بنیاد و متکی به ظرفیتهای مردمی
  • بهره­ور در استفاده از منابع
  • درون­زا
  • برون­گرا
  • دانش­بنیان
  • عدالت­محور

از سوی دیگر در دو دهه اخیر با طبقه جدیدی از صنایع مواجه هستیم که به آن «صنایع خلاق» اطلاق می­شود. بر این اساس، صنایع خلاق، به چرخه هایی از خلق، تولید و توزیع کالاها و خدمات اطلاق می­شود که خلاقیت و سرمایه فکری را به عنوان ماده خام به کار می­گیرد.

به عبارت دیگر صنایع خلاق متشکل از مجموعه­ای از فعالیت­های دانش­بنیان هستند که در عین حال متمرکز بر هنر و فرهنگ (و نه محدود به آن) می­باشند و پتانسیل درآمدزایی از تجارت و نیز حقوق مالکیت فکری دارند. 

طبق تعریف آنکتاد(1)، صنایع خلاق به چهار دسته: میراث فرهنگی، محصولات هنری، محصولات رسانه­ای و محصولات مبتنی بر آفرینش­های کارکردی، تقسیم می­شوند.

همانطور که از تعریف فوق مشخص است یکی از نزدیک ترین صنایع به مفهوم اقتصاد مقاومتی، از میان صنایع متعدد و متنوع پیش­روی کشور برای توجه، سیاستگذاری و سرمایه­گذاری، "صنایع خلاق" است.

از آنجایی که ماده خام این صنایع، خلاقیت و سرمایه فکری است بیش از هر صنعت دیگری در مقابل عوامل بیرونی تاب­آور است و اساساً از عوامل خارجی و بیگانه مستقل است.

به دلیل آنکه صنایع خلاق مبتنی بر داشته­های فرهنگی یک ملت شکل می­گیرد، آن را هم­مفهوم با صنایع فرهنگی می­دانند. بر همین اساس این صنایع مردم­بنیاد بوده و درون­زا هستند. میراث فرهنگی و صنایع دستی، اسباب بازی، موسیقی، گردشگری و موزه­داری همگی زیر مجموعه­هایی از صنایع خلاق هستند که  نشان از مردم­بنیاد بودن و برون­زا بودن این صنعت دارند.

همانطور که در تعریف این صنایع مشخص شد، این صنایع مبتنی بر فعالیت های دانش­بنیان و برآمده از فناوری های سخت و نرم متکی بر دانش صریح و نیز ضمنی شکل می­گیرند و فناوری در این صنعت به تولید انبوه محصولات، نوآور شدن و بهره­ور شدن آن کمک می­نماید.

صنعت فرهنگی و صنایع خلاق نیازمند صادرات و عرضه جهانی است. بخشی از صنایع خلاق یک کشور به ویژه کشورهایی با جمعیت های کم و متوسط در سطح جهان، صرفاً با صادرات، اقتصادی می­شود و این خود ناظر به برون­گرا بودن این صنعت است.

حال که کشور ما تحقق اقتصاد مقاومتی را به عنوان مهم ترین هدف خود در نظر گرفته است و از سوی دیگر با تحریم­ها و دست­اندازی های کشورهای غربی و آمریکا مواجه هستیم، انتخاب صنعت دارای اولویت کشور برای توجه و سرمایه­گذاری در آن، از اهمیت بیشتری نسبت به سال های قبل برخوردار است و صنعت فرهنگی و صنایع خلاق، بیش از هر صنعت دیگری شایسته انتخاب و توجه به عنوان صنعت محوری توسعه این کشور می­باشد.

صنایع خلاق صنعتی درون­زا و برون­گرا و متکی بر فرهنگ بومی ما است که می­تواند با هزینه­های بسیار نازل در قیاس با صنایع دیگر اشتغال ایجاد کند و محصولات دانش­بنیانی با ارزش­افزوده بالا به دنیا عرضه نماید. همچنین صنعت فرهنگی و صنایع خلاق یک مواجهه فعال، و نه انفعالی، در برابر هجمه­های فرهنگی است.  
سیدمحمدحسین سجادی نیری
دبیر برنامه توسعه زیست بوم شرکت های خلاق

 

  • 1: (UNCTAD: United Nations Conference on Trade and Development) کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل

 

خلاصه مطلب :
در دو دهه اخیر با طبقه جدیدی از صنایع مواجه هستیم که به آن «صنایع خلاق» اطلاق میشود. بر این اساس، صنایع خلاق، به چرخه هایی از خلق، تولید و توزیع کالاها و خدمات اطلاق میشود که خلاقیت و سرمایه فکری را به عنوان ماده خام به کار میگیرد.

نوع محتوا: مقاله/کتاب/گفتگو