وضعیت صنایع خلاق کشور

خلاقیت یکی از ارکان پیشرفت است و مادامی که این رکن در هر زمینه‌ای مدنظر قرار گیرد، سبب پویایی آن خواهد بود. مقوله صنعت نیز از این قاعده مستثنی نیست و اصولاً صنعت فاقد خلاقیت را نمی‌توان صنعتی پایدار دانست. اکثر کشورهای دنیا با توجه به ظرفیت‌های فرهنگی و سطح دانش خود سرفصل‌های ویژه‌ای را برای تحقق صنعت خلاق در نظر گرفته‌اند. در کشور ما نیز اگرچه ظرفیت‌های بسیار زیادی برای رشد صنایع خلاق ایرانی وجود دارد، اما تاکنون به این مهم، آن‌چنان که باید و شاید، پرداخته نشده است.

تنوع اقوام ایرانی و پیشینه فرهنگی و هنری ایرانیان دو موردی هستند که قبل از هر موضوع دیگری می‌توانند به رشد صنایع خلاق در ایران کمک کنند. از یک سو اقوام ایرانی نظیر ترکمن، کرد، لر، بلوچ و … هرکدام دارای فرهنگ خاص خود هستند که این فرهنگ می‌تواند به عنوان خاستگاه تولید محصولات صنعتی خلاق مورد مطالعه و تجاری سازی قرار گیرد. از سوی دیگر ایرانیان همواره طی قرون متمادی نزد مردم جهان به عنوان مردمانی اهل فرهنگ و هنر شناخته شده اند؛ نمونه‌هایی از این گزاره را می‌توان در آثار تاریخی به جای مانده از دوره‌های پیشین در قالب‌های معماری، صنایع دستی، لوازم زینتی و… به وضوح مشاهده کرد.

صنایع دستی یکی از ظرفیت‌های بسیار خوب صنعت خلاق در ایران است که متأسفانه سیاست‌گذاری کلان قابل توجهی درباره آن صورت نگرفته است؛ به جد می‌توان گفت آن دسته از صنایع دستی که می‌توان آن‌ها را در زمره صنایع خلاق ایرانی به حساب آورد، عمدتاً توسط کارگاه‌های سنتی و خانگی ساخته می‌شوند. این مسئله اگرچه باعث حفظ کیفیت صنعت خلاق ایرانی شده است، اما پایین بودن سطح تولیدات سبب شده تا عمده محصولات تولیدی در داخل کشور به مصرف برسد و فرصتی برای عرضه آن‌ها در بازارهای بین المللی وجود نداشته باشد.

به نظر می‌رسد نقش دولت در توسعه صنایع خلاق ایرانی را می‌توان به طور کلی در دو بخش مورد توجه قرار داد؛ بخش اول آن دسته از رسالت‌ها است که به صورت ایجابی سبب توسعه صنعت خلاق در ایران می‌شود که تحقق این رسالت‌ها منجر به تقویت صنایع خلاق در ایران و شکوفایی استعدادهای مرتبط خواهد شد. بخش دوم نیز ناظر به رسالت‌هایی است که به صورت سلبی بوده و از ورود صنایع خلاق کاذب به داخل جلوگیری می‌کند؛ منظور از صنایع خلاق کاذب آن دسته از صنایع خلاقی است که توسط کشورهای دیگر تولید می‌شود و با وجود اینکه در داخل کشور توانمندی‌های لازم برای تولید و حتی صادرات آن‌ها وجود دارد، وارد می‌شوند.

گذشته از صنایع دستی، معماری ایرانی نیز جایگاه بلند مرتبه‌ای در سطح جهان دارد که می‌تواند مورد توجه قرار گرفته و متناسب با استانداردهای روز در سطحی نوین کاربردی سازی گردد. بعد از این دو حوزه، تبلیغات را نیز می‌توان با فعالیت‌های نسبتاً قابل توجهی که توسط شرکت‌های خصوصی تبلیغاتی انجام گرفته، جزو صنایع خلاق ایرانی به حساب آورد؛ درآمدهای حاصل از شرکت‌های تبلیغاتی در مجموع سالانه حدود سه هزار میلیارد تومان است که این رقم اگرچه در مقایسه با کشورهای خارجی چندان چشمگیر نیست، اما حاکی از ظرفیت‌هایی است که در این حوزه وجود دارد.

شاخه‌های یک صنعت خلاق

علاوه بر وجود این ظرفیت‌ها، می‌توان گفت که هنوز بسیاری از حوزه‌های صنعت خلاق ایرانی به صورت بکر و دست نخورده باقی مانده است؛ برای مثال صنعت ساخت بازی‌های رایانه‌ای و انیمیشن جزو حوزه‌هایی هستند که کشور ما در آن‌ها فقط به صورت مصرف‌کننده ظاهر شده است. همچنین پای صنعت خلاق ایرانی به هیچ‌کدام از حوزه‌های رسانه‌ای مانند مجله، سینما، اینترنت و تلویزیون باز نشده است؛ این در حالی است که میزان درآمد کشورهای پیشرفته دنیا از این حوزه حدود ۹۰ میلیارد دلار است. در این زمینه می‌توان یکی از علل اصلی کمرنگ بودن این حوزه‌ها را فقدان زیرساخت‌های آموزشی مرتبط دانست. جامعه ایران در حال گذار از یک جامعه سنتی به مدرن بوده و هنوز بسیاری از جنبه‌های تکنولوژی و ارتباطات در آن مغفول مانده است. به همین خاطر تاکنون امکانی دولتی برای تقویت مهارت‌های مرتبط با این حوزه‌ها در علاقه مندان وجود نداشته است.

در چند سال اخیر با توجه به ورود شرکت‌های دانش بنیان به حوزه تولید و شکل گرفتن برخی از شرکت‌های خصوصی، فعالیت‌های پراکنده‌ای در این زمینه‌ها انجام گرفته که پیش‌بینی می‌شود در بلندمدت بتواند منجر به ایجاد بسترهای لازم برای توسعه صنعت خلاق در ایران شود. همچنین رشد تصاعدی کسب‌وکارهای استارت‌آپی زمینه را برای توسعه صنایع خلاق ایرانی هموار کرده است. ایجاد استارت‌آپ‌هایی در زمینه تولید و عرضه صنایع دستی و محصولات هنری یکی از دستاوردهایی است که در این حوزه انجام گرفته است که البته حجم فعالیت‌های انجام شده چندان چشمگیر نیست. البته این حوزه هم مشکلات خاص خودش را دارد؛ مهم‌ترین مشکل در این زمینه فقدان آشنایی عمومی با فضای استارت‌آپی و کارکردهای آن است. فرهنگ استفاده از استارت‌آپ‌ها به جز در چند شهر بزرگ کشور در سایر شهرها وجود ندارد و بسیاری از افراد به دلایل گوناگون، خرید سنتی را ترجیح می‌دهند. مشکل دیگر به عدم وجود سرمایه‌گذار مستقل برای استارت‌آپ‌های مرتبط با صنایع خلاق است. همین مشکلات گاه سبب می‌شود تا درصد زیادی از استارت‌آپ‌ها در مدت کوتاهی پس از آغاز فعالیت خود شکست بخورند.

با توجه به نکات گفته شده می‌توان دریافت که کشور ما هنوز راه زیادی تا توسعه صنایع خلاق ایرانی در پیش رو دارد. با در نظر گرفتن تحریم‌های اقتصادی تحمیل شده از سوی کشورهایی مانند آمریکا و اتحادیه اروپا و همچنین وجود رقیبان بزرگ صنایع خلاق در جهان، احتمالاً تجاری‌سازی ایده‌های صنعت خلاق در ایران با هدف صادرات آن‌ها در میان‌مدت امری بعید به نظر برسد. با این حال این جهش از چند سال پیش آغاز شده و به تدریج راه خود را ادامه می‌دهد. اخیراً با فعال شدن نهاد معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری عرصه جدیدی به روی صنعت خلاق در ایران باز شده که در صورت تداوم این حرکت در دولت‌های آینده، پس از مدتی شاهد دستاوردهای مطلوبی در این زمینه خواهیم بود.

خلاصه مطلب :

نوع محتوا: مقاله/کتاب/گفتگو